خرید بک لینک

پسرانه

پسرانه._ برای پدرم:

عابر ستاره ها،
از هزار سال پیش یا که پیش تر از آن.در حیاط خانه ام، زیر سقف آسمان،انتطار می کشم ترا،
تو، کجای آسمان،؟
در کدام کهکشان،؟رفته ای که سالها،دورتر ز ما شدی؟!؟!
در خیال و آرزو، عمر رفته را که هیچ،
باقی حیات را
چشم سوی آسمان، در پی تو میدوم.
روح همه پدران رفته غرق در نور و شادی.

برچسب: نویسنده: شیدا عابدی تاريخ: يکشنبه 25 مرداد 1405 ساعت: 8:18

من با طناب آرزو که

هنوز

مانده بر دل

به دار آویخته میشوم، در چشمهای تو

اسفند۸۹

نوشته شده در شنبه چهاردهم مرداد ۱۴۰۲ساعت 9:58 توسط غلامرضا احمدی | |

برچسب: نویسنده: شیدا عابدی تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1402 ساعت: 14:54

یاد سهراب به خیر

می گفت:" دل خوش سیری چند"

این روزها واقعا دل خوش ناپیداست!!!!!

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم مهر ۱۴۰۱ساعت 10:14 توسط غلامرضا احمدی | |

برچسب: نویسنده: شیدا عابدی تاريخ: شنبه 1 بهمن 1401 ساعت: 13:23

چشمهایم لال نستند

آنچنان که دهانم قفل شده

و لبانم به هم دوخته

چشمهایم با تو

حرفها خواهند داشت

وقتی به تماشایت بنشینند

بهار400

نوشته شده در یکشنبه هشتم فروردین ۱۴۰۰ساعت 14:1 توسط غلامرضا احمدی | |

برچسب: نویسنده: شیدا عابدی تاريخ: پنجشنبه 28 بهمن 1400 ساعت: 3:28

می خواهم آدم توباشم
وقتی سیب می بینم حوای من...
پاییز98

سلام
کاش این خانه متروکه نمیشد.
روی هیج موجی صدایت را نمی یابم
رادیوام بی آنتن است
یاتو
موهایت را کوتاه کرده ای؟؟؟

نوشته شده در چهارشنبه نهم تیر ۱۴۰۰ساعت 10:1 توسط غلامرضا احمدی | |

برچسب: نویسنده: شیدا عابدی تاريخ: پنجشنبه 28 بهمن 1400 ساعت: 3:28

از سیاه و سفید چشمهایت می شودآبی دریای مهربانی را تماشا کردبی رنگی صدای برگهای ریخته شده بر صندلی پارکهمیشه یاد آور خاطرات بد نیستگاهی ترا به تماشای خاکستری چشمهای من                                                       دعوت خواهد کرد.7تیر400 نوشته شده در دوشنبه چهاردهم تیر ۱۴۰۰ساعت 10:55 توسط غلامرضا احمدی | | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا عابدی تاريخ: پنجشنبه 28 بهمن 1400 ساعت: 3:28

بی آنکه بدانی دوستت میدارمبی آنکه بفهمیو بی آنکه چشمهایت را به نگاهم گره بزنیمی دانی؟می دانی؟می دانی اینکه من  دوستت میدارممی تواند اصلا به تو مربوط نباشد؟!در روشنایی درون مجایی که فقط خودم می بینادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا عابدی تاريخ: چهارشنبه 28 آبان 1399 ساعت: 15:21

و اما بعد:دیروز را مرور کردمامروز راو فردا در ذهنم هنوز خالی است،امید و آرزو پشت دیوار های ذهنم نشسته اندانتظار چیز بی خودی استبی خودبهار همیشه می آید        &nادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا عابدی تاريخ: چهارشنبه 28 آبان 1399 ساعت: 15:21

قصد دارم که کمی با تو مدارا کنم و بعد ...پیش مردم همه ی عشق تو حاشا کنم و بعد...آنقدر دست به دامان من و دل بشوی که...وسط شهر دلم را ول و رسوا کنم و بعد...به خیال من و دل باز بیایی دم کافه و کلافه...کافادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا عابدی تاريخ: چهارشنبه 28 آبان 1399 ساعت: 15:21

بگذار همین جور بماند و بپوسد

این دل که دگر هیچ خریدار ندارد

بگذار همین جور بگیرد و بمیرد

بیچاره گی ام خاتمه انگار ندارد.

زمستان 98

برچسب: نویسنده: شیدا عابدی تاريخ: جمعه 23 اسفند 1398 ساعت: 2:32

شستشوی دستها از ما ولی

شستشوی مغزها هم کار مسئولین ماست.

زمستان98

برچسب: نویسنده: شیدا عابدی تاريخ: جمعه 23 اسفند 1398 ساعت: 2:32

دوگانه سوز شده ایم بی برو برگرد

دلت اگر هنوز نسوخته، نرو، برگرد

آذر98

برچسب: نویسنده: شیدا عابدی تاريخ: پنجشنبه 5 دی 1398 ساعت: 5:36

در دلم اندوه بود و بر لبم لبخندها

یاد ایام جوانی, کرده ام این روزها

و...

خرداد98- تهران

برچسب: نویسنده: شیدا عابدی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:49

خواستم از تو بگویم،
گفتند: غیبت نکنم.
خواستم از خودم بگویم
گفتند: از خود راضی است.
بیا از خودمان بگوییم
که قاضی هم راضی است.
۲تیر۹۸ تهران

برچسب: نویسنده: شیدا عابدی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:49

شاید شبی پشت همین کافه خود کشی کنمبی تو کنار همین تخت و ملافه خودکشی, کنم از دست روزهای نیامده عاصی ام ولیاز دست روزهای رفته، کلافه، خودکشی, کنم..........................................................ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا عابدی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:49

صفحه بندی