
پسرانه._ برای پدرم:
عابر ستاره ها،
از هزار سال پیش یا که پیش تر از آن.در حیاط خانه ام، زیر سقف آسمان،انتطار می کشم ترا،
تو، کجای آسمان،؟
در کدام کهکشان،؟رفته ای که سالها،دورتر ز ما شدی؟!؟!
در خیال و آرزو، عمر رفته را که هیچ،
باقی حیات را
چشم سوی آسمان، در پی تو میدوم.
روح همه پدران رفته غرق در نور و شادی.
برچسب:
نویسنده: شیدا عابدی
برچسب:
نویسنده: شیدا عابدی
برچسب:
نویسنده: شیدا عابدی
برچسب:
نویسنده: شیدا عابدی
برچسب:
نویسنده: شیدا عابدی
بگذار همین جور بماند و بپوسد
این دل که دگر هیچ خریدار ندارد
بگذار همین جور بگیرد و بمیرد
بیچاره گی ام خاتمه انگار ندارد.
زمستان 98
برچسب:
نویسنده: شیدا عابدی
شستشوی دستها از ما ولی
شستشوی مغزها هم کار مسئولین ماست.
زمستان98
برچسب:
نویسنده: شیدا عابدی
دوگانه سوز شده ایم بی برو برگرد
دلت اگر هنوز نسوخته، نرو، برگرد
آذر98
برچسب:
نویسنده: شیدا عابدی
در دلم اندوه بود و بر لبم لبخندها
یاد ایام جوانی, کرده ام این روزها
و...
خرداد98- تهران
برچسب:
نویسنده: شیدا عابدی
خواستم از تو بگویم،
گفتند: غیبت نکنم.
خواستم از خودم بگویم
گفتند: از خود راضی است.
بیا از خودمان بگوییم
که قاضی هم راضی است.
۲تیر۹۸ تهران
برچسب:
نویسنده: شیدا عابدی
برچسب:
نویسنده: شیدا عابدی